داستانى شگفت از انسانى شاكر

«سمع بن عبدالملك» مىگوید:
«در سرزمین منى در محضر امام صادق علیه السلام به خوردن انگور مشغول بودیم.
ناگاه فقیرى وارد شد و از حضرت درخواست كمك كرد. حضرت فرمود: مقدارى انگور به او بدهید. هنگامى كه انگور به او دادند، از گرفتن خوددارى كرد و آن را برگرداند و گفت: اگر پول بدهید مىگیرم، امام صادق علیه السلام فرمود: خدایت عطا كند.
فقیر رفت و برگشت و گفت: انگور را بدهید. آن حضرت فرمود: خدایت عطا كند!
آن گاه نیازمندى دیگر آمد و درخواست كمك كرد. حضرت سه دانه از یك خوشه برداشتند و به او دادند، فقیر سه دانه انگور را گرفت و گفت:
الحَمدُ للَّهِ رَبِّ العالَمِین الَّذِى رَزَقَنِى.
همه سپاس و ستایش ویژه خداست كه پروردگار جهانیان است، آن پروردگارى كه این سه دانه انگور را روزى من قرار داد».
حضرت به او فرمودند: صبر كن.
بقیه داستان در ادامه مطلب